داشتند روی زمین با دوتا تکه چوب چنان بازی میکردند که من هم هوس کردم چند دقیقه ای کنارشون بشینم و به بازیشون نگاه کنم، خواهر و برادر بودند، فاطمه ( سمت چپی ) دختر شاد و زیبایی بود که توی دنیا پس از مادرش، تابی رو که به چهار چوب در خونشون بسته بود از همه بیشتر دوست داشت
دسته بندی
پرتره