Subscribe   
    
صفحه اصلی مقاله ها 
 
آيا عكاسی هنر است؟
تاريخ: 1384/04/30
فرستنده: نیما مهربانی

آيا عكاسي هنر است؟
منصور نصيري

 

ما اين سوال را بارها و بارها شنيده ايم كه آيا عكاسي مي تواند در ذات خود ، هنر محسوب شود؟ و شاهد رسالات و مقالات زيادي در رد يا تاييد اين نظر هستيم.ايراد و استدلال نخست در رد اين نظر اينست كه به نظر مي رسد در عكاسي يك پروسه مكانيكي قسمت عمده كار را بر عهده دارد كه عكاس قادر به افزودن چيزي جز مقداري دستكاري در چاپ عكس ، به آن نيست.( و اين هم در صورتي است كه عكاس خود چاپ عكس را در تاريكخانه اش انجام دهد. براي مثال عكاسان جنگ جهاني دوم كه آثار تامل برانگيزي هم خلق كردند تنها لحظه ها را شكار و فيلم ها را براي ظهور و چاپ به لابراتوار هايي خارج از مهلكه ارسال مي كردند و خود معمولا تصور دقيقي از نتيجه كار- اگر نتيجه اي وجود مي داشت - نداشتند)


شايد از طريقي كه در ادامه پي خواهم گرفت قادر به كمك به بعضي نتيجه گيري ها در اين بحث شوم. طي سال هاي 1956 تا 1957 بيش از يك سال را با William Mortensen در Leguna Beach كاليفرنيا گذراندم و فلسفه و تكنيك او را كه بيش از 40 سال به هر دوي آنها در كارهايم به عنوان يك عكاس چهره نگار وفادار مانده ام ، از او آموختم. آقاي Mortensen تكنيك هاي شخصي و خاص خودش را در نورپردازي سوژه ، زمان بندي نوردهي و ظهور و چاپ فيلم داشت. او در هر يك از اين مراحل در برابر گروه معروفf/64 به رياست آنسل آدامز قرار مي گرفت كه معتقد به عدم هر گونه دستكاري در ظهور و چاپ فيلم بود. به نظر مي رسد چنين فلسفه اي با استدلالي كه ارائه مي دهد به خودي خود عكاسي را از جرگه هنر خارج مي كند. گروه آنقدر قدرت و نفوذ داشت كه به مدت بيش از يك دهه در كنار گذاشتن مجازي Mortensen از تاريخ عكاسي موفق شد. Mortensen مفهوم " نور دادن براي سايه ها و ظهور براي روشني ها " را با تجربه بر عكس قضيه يعني " نوردادن براي روشني ها و ظهور براي سايه ها " متغير كرد. مفهوم قبلي، تكنيسين هاي تاريكخانه را وادار مي كرد با استفاده از تكنيك معروف “Pull” نگاتيو را به نقطه مشخصي از پروسه ظهور كه توسط فاكتور شناخته شده اي به نام " گاما" تنظيم مي شد ، برسانند. اين تغيير مختصر پيش از آنكه پروسه ظهور كامل شود نگاتيو را از ادامه راه نگه مي داشت. من نمي توانم در مورد نتايجي كه با استفاده از اين روش و توسط ستارگان پر فروغي همچون گروه F/64 كه مطمئنا عكس هاي باشكوهي خلق كرده اند كه براي هميشه باقي خواهند ماند ، بحث و استلال كنم ، اما مي توانم در باره آن مفهوم پايه و اساسي حرف هايي بزنم. Mortensen مي گفت ، نگاتيو مانند " دوربين پيچيده " چشم انسان است كه به اندازه كافي براي ضبط و انتقال تدريجي يك سوژه دچار محدوديت و مضيقه است و بيشتر ، سوژه را قاپ مي زند و مي دزدد تا آن را با تمام جزييات و حواشي اش نشان دهد . مفهوم پايه و قديمي ارائه شده هم تنها همين كار را انجام مي دهد. ايده Mortensen بر اساس مفهوم " نوردادن براي روشني ها و ظهور براي سايه ها " منجر به ظهور كامل فيلم براي دستيابي به آنچه كه نامش را " 7 مشتق " (7-D) گذاشته بود ، شد. او حتي براي اثبات نظريه اش فيلمي را به اندازه كافي در پروسه ظهور تحريك كرد تا كاملا ظاهر شود. او به جاي 5 دقيقه ، نگاتيو را حدود يك تا يك و نيم ساعت يا تا قبل از آنكه نگاتيو آسيب ببيند و لكه دار شود در “Developer” نگاه داشت . همه چيز به خوبي با يك نگاتيو كاملا ظهور يافته به پايان رسيد.تنها كمي كار بر روي كاغذ با قي مانده بود تا عكسي عالي از سفيد سفيد تا سياه سياه بدست آيد.من اين كار را بارها انجام داده ام ،ظهور يك تا يك و نيم ساعته بدون هيچ اثر نامناسبي بر روي نگاتيو. به موضوع اصلي برگرديم. اين درگيري عكاس براي ارائه يك عكس مسير طولاني است كه عكاسي را در زمره هنر قرار مي دهد ، اما به يك چيز ديگر نيز نياز است كه Mortensen به خوبي از پس آن نيز بر آمده است.مدتها پيش از آنكه او وارد عكاسي شود در نيويورك با هنرمنداني از جمله Bridgeman، Henri و Bellows مشغول تحصيل بود و طي يك سال در "يونان " از بسياري جاها نقاشي كرد.پس از بازگشت به Salt Lake City به تدريس در كلاس هاي هنر دبيرستان قديمي خود پرداخت . من تعدادي از كارهاي رنگ و روغن او را در Laguna Beach مشاهده كردم كه كارهاي بسيار با ارزشي بودند.مسئله اينست كه او يك هنرمند مسلم بود و آن استعداد و سرشت را با خود به عكاسي آورده بود.


من هيچ عكاس ديگري را سراغ ندارم كه پرتره هايي با كيفيت آثار mortensen ارائه كرده باشد. احساس من اينست كه يادگيري اغلب هنرمندان از طريق منابع يكساني بوده و در نتيجه كارهاي آنها هم شبيه بهم و يكسان به نظر مي رسد. به نظر من ، هر چند كه آنها تكنيسين هاي خوبي محسوب مي شوند اما فاقد آن بارقه هنرمندي هستند و آن بارقه خصوصيتي است كه فرد با آن متولد مي شود و آموختني نيست هر چند كه مطالعه عميق و دقيق تاريخ هنر و آثار هنرمندان متقدم و موفق، به بهبود درك افراد از هنر و ارتقا كيفيت آثار آنها كمك مي كند. من به عكس هاي بسياري توجه كرده ام و مجلات و كتاب هاي متعددي را ورق زده ام و در آنها آثاري را ديده ام كه بيشتر آنها را تكنيسين ها و نه هنرمندان تهيه و عرضه كرده اند. يك مثال : Mortensen براي كمك به داوري در يك نمايشگاه عكس در Santa Ana دعوت شده بود، يكي از معدود دفعاتي كه از خانه و استوديو اش در Laguna Beach دور شده بود. او به قانون Schnitt رياضي دان آلماني كه ميگفت بايد نسبت A به B برابر با نسبت B به A-B باشد ( افقي و عمودي) در تركيب بندي عكس معتقد بود و در ميان عكس ها به دنبال تصاويري بود كه بيشتر با اين قانون مطابقت كنند. چند تايي از عكس هايي كه قانون Schnitt در آنها بيشتر رعايت شده بود توجه او را به خود جلب كردند ، آنها را جدا و براي مقايسه و بررسي بيشتر آنها را به ديوار تكيه داد. بقيه داوران گيج شده بودند بيشتر انتخاب هاي آنها در ميان عكس هايي كه Mortensen انتخاب و جدا كرده بود وجود نداشتند.او توضيح داد كه اگر يك عكس چاپ شده كمپوزيسيون خوبي نداشته باشد ، هر چقدر هم كه خوب گرفته و چاپ شده باشد اين مسئله مهم نيست و دستورالعمل Schnitt به سادگي يك پرينت با كمپوزيسيون خوب را از پرينتي كه فاقد آن است مشخص و معين مي كند. باقي داوران سرانجام با Mortensen موافقت كردند و نهايتا جايزه به عكسي كه او انتخاب كرده بود تعلق گرفت. من در مورد عكاساني كه آثارشان را به طور معمول عرضه مي كنند نظري ندارم اما در مورد آنهايي كه سعي مي كنند كار هاي متوسطي را كه به لحاظ تكنيكي عالي اما فاقد كيفيت حقيقي هنري هستند ،به مثابه هنر قلمداد كنند نظراتي دارم. مدت هاست كه از من براي داوري در نمايشگاه ها و مسابقات عكاسي دعوت نمي شود زيرا همه مي دانند كه من عكس هاي رنگي را كه مشخص است توسط خود عكاس چاپ نشده اند قبول ندارم و رد مي كنم . بيشتر عكاسان چاپ هاي رنگي شان را به لابراتوار هايي مي دهند كه از تجهيزات گران قيمت استفاده مي كنند .


براي آنكه عكاسي جايگاه خودش را در هنر داشته باشد بايد بدست هنرمندان برجسته و عكاسان خبره به لحاظ فني اعتلا يابد .بسياري از عكاسان تكنيكي ، كارهاي درخشاني در زمينه ثبت و ضبط آنچه كه جهان دارد ارائه مي دهند اما تنها " عكاسان هنرمند" قادر به حفظ جايگاه عكاسي در سالن هاي هنري و كلكسيون ها هستند.


 
* عكاسان و عكاسي ،به كوشش وارزيك درساهاكيان و بهمن جلالي- انتشارات سروش 1368

 

  بالاي صفحه     |     بازگشت به صفحه مقاله ها

 
 





Copyright 2004-2007 Foto.ir. All rights reserved.

Foto ir FAQ | Subscribe! | Contact Us | Terms of Use